محمد مهدى ملايرى

225

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تحقيق و پژوهش ، حتى در كوچك‌ترين مسايل باز نايستاد ، زيرا كمترين غفلت در بحث و تحقيق حتى نسبت به مسايل كوچك ممكن است كه پژوهنده را از جادهء صواب منحرف سازد و به نتايجى خلاف آنچه در واقع بوده است برساند . در اينجا منظور ما از ذكر اين مطالب يكى جلب نظر ارباب مطالعه و تحقيق است به اين موضوعى كه تصور مىرود تاكنون چنان كه درخور اهميت آن بوده مورد توجه قرار نگرفته است ، و ديگر ذكر بعضى از امورى است كه شايد اطلاع از آنها براى محققان جوان از آنجا كه ممكن است پرتوى بر راه بحث و تحقيقشان بيفكند سودمند باشد و ما در اين‌جا اجمالا بدانها اشاره مىكنيم . يكى اينكه تحولى كه از اوائل دورهء عباسى در زبان و ادبيات عربى بوجود آمد و باعث پيدايش فنون تازه و گسترش بىمانند آن شد نتيجهء تحول طبيعى و داخلى زبان عربى نبود ، چون تا اواخر دوره اموى و قبل از اينكه آثار خارجى به اين زبان راه يابد نمونه‌اى از اين فنون بدان‌صورت كه در عصر عباسى خودنمائى كرد در آن ديده نمىشد . همهء آنها كه دربارهء ادبيات عصر عباسى و تحول آن تحقيق نموده‌اند چه محققان عرب و چه غير عرب در اين امر همداستان هستند كه اين تحول نتيجهء برخورد زبان عربى با آثار علمى و ادبى ملتهاى ديگر بوده ، و وقتى هم سخن از ملتهاى ديگر به ميان مىآيد معمولا از ايرانيان و يونانيان و هنديان نام مىبرند . اين مطلب صحيح است كه مجموعهء فرهنگ عربى و اسلامى در دوره‌هاى مختلف آن و در رشته‌هاى مختلف علمى و ادبى و فلسفى از هرسه فرهنگ ايران و يونان و هند نه تنها بهرهء وافى برده بلكه زبان عربى به تدريج قسمت عمده‌اى از آنها را دربر گرفته است ، ولى اين را بايد در نظر داشت كه تأثير هريك از اين فرهنگها در زمينهء خاصى از فرهنگ عربى بيشتر نمودار است و همه از اين لحاظ يكسان نيستند ؛ مثلا وقتى صحبت از ادبيات زبان عربى و تحول آن در عصر اول عباسى است ، اين مطلب را نبايد فراموش كنيم كه در اين دوره از